دانلودمقاله زندگی نامه بیدل دهلوی

        درسال 1054 ه . ق در ساحل جنوبی رودخانه «گنگ» در شهر عظیم آباد پنته «میرزا عبد الخالق» صوفی سالخورده قادری صاحب فرزند پسری شد، میرزا به عشق مراد معنوی سلسله طریقت خود یعنی «عبد القادر» نام فرزندش را «عبد القادر» گذاشت. دوست و هم مسلک «میرزا عبد الخالق» ، «میرزا ابوالقاسم ترمذی» که صاحب همتی والا در علوم ریاضی و نجوم بود برای طفل نورسیده آینده درخشانی را پیشگویی کرد و به میمنت این میلاد خجسته دو ماده تاریخ «فیض قدس» و «انتخاب» را که به حروف ابجد معادل تاریخ ولادت کودک می شد، ساخت. نسبت میرزا به قبیله «ارلاس» می رسید، قبیله ای از مغول با مردانی جنگاور. این که کی، چرا و چگونه نیاکانش به سرزمین هند مهاجرت کرده بودند، نامعلوم و در پرده ای از ابهام است. « ...


ادامه مطلب ...

دانلود مقاله امیر خسرو دهلوی

   برگردان از: عبدالرحیم احمد پروانیمرگ کیقباد در حالتی که بتوان غیرعادیش خواند، رخ نداد. بعد از مرگ او جلال الدین خلجی که توسط کیقباد برای احراز پس صدارت پس از رهایی از نظام الدین فرا خوانده شده بود، با نیت استقرار امنیت، بر تخت شاهی نشست. جلال الدین هنگامی که به پادشاهی رسید، هفتاد سال داشت. وی مردی بود مهربان، شجاع، فیاض و شفیق و علاوه بر آن به شعر و شعرا علاقه فراوان داشت و گاهی خود نیز شعر می گفت. این قطعه را منسوب به او می دانند: آن زلف پریشانت ژولیده نمی خواهموان روی چو گلنارت تفسیده نمی خواهمبی پیرهنت خواهم یک شب به کنار آییهان، بانگ بلند است این پوشیده نمی خواهم. (ملا عبدالقادر بدایونی، منتخب التواریخ). از بخت نیک، فضای دربار مساعد حال امیر خسرو بود. او از مقربان شاه گشت و آنچنان در دلش جای یافت که به عهده ”کتابداری“ مقرر و خلعت امارت برایش تفویض گشت. همچنان ...


ادامه مطلب ...